کاسپین در معرض تهدید قرار دارد؛ این شاید بزرگترین تناقضگویی محیط زیستی در کشور در این اواخر باشد.
ما که ماجرای جنگل ابر شاهرود را دیدیم، ما که نفسهای آخر دریاچه ارومیه را میشماریم، ما که همین هفته گذشته خشکی سقالکسار رشت را شنیدیم یا سالها پیش به فاصله یک شب تا صبح درختان لویزان تهران را نصف کردند یا هزاران آرزو بدرقه «پیروز» و «امید» کردیم، حالا باید در فکر خودمان بگُنجانیم که بزرگترین دریاچه جهان در خطر خشک شدن قرار دارد.
به گزارش روابط عمومی مناطق آزاد کاسپین به نقل از سازمان حفاظت محیط زیست، به نقل از دنیای اقتصاد، موجها به جای آنکه از دریا به ساحل برسند، حالا از ساحل به دریا میروند و کاسپین از ما دور و دورتر میشود، عمق دریاچه کم و کمتر میشود.
ایجاد سدهای متعدد آبی و کاهش ورودی آب به دریاچه و تغییرات اقلیمی از یکسو کاسپین را در معرض خشکی قرار داده و از سوی دیگر فاضلابهای شهری و صنعتی و استخراج نفت و گاز و آلایندگی نفتکشها و سکوها نیز کاسپین و جانداران و پوشش گیاهی آن را در خطر جدی زیست محیطی قرار داده است. هرچه عجیب ولی بشر نشان داده که هر بلایی را میتواند بر سر زمین بیاورد؛ خواه روزی برسد که کویر لوت شن کم آورد یا دماوند از همواری چون دشتی شود.
ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان به عنوان کشورهای حوزه خزر تاکنون نشستهای مختلفی برگزار کردهاند و اعضا بارها طرفین را متعهد به حفظ و حمایت از خزر کردهاند؛ دریاچهای که بالغ بر ۴ درصد ذخایر نفت و گاز جهان را به خود اختصاص داده است و بخشی از نفت برداشت شده از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیهان به سواحل مدیترانه منتقل میشود.
کاسپین خاستگاه خاویار جهان
همچنین ۹۰ درصد خاویار جهان از خزر تامین میشود تا در مجموع بتوان بزرگترین دریاچه جهان را بزرگترین موهبت محصور برای همجوارانش خواند. بنابراین بدیهی خواهد بود که حفظ چنین گنجینهای به یک مطالبه و فراملی بدل شود.
آنچنان که طی سالیان اخیر ۵ کشور حوزه کاسپین به بهانههای مختلف سعی کردند تا راهکاری را برای حفظ کاسپین پیدا کنند. همچنان که کنوانسیون منطقهای حفاظت از محیط زیست دریای کاسپین در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۸۲ در تهران به امضا رسید و در ۲۱ مرداد ماه ۱۳۸۵ لازمالاجرا شد و به همین دلیل این کنوانسیون به نام تهران نامگذاری شده و ۲۱ مرداد به عنوان روز ملی دریای خزر ثبت شده است.
بعدتر نیز در تاریخ ۲۱ مرداد ماه سال ۱۳۹۷ و در پنجمین اجلاس سران کشورهای ساحلی دریای کاسپین در شهر آکتائو قزاقستان، ۵ عضو این اجلاسیه کنوانسیون رژیم حقوقی کاسپین را به امضا رساندند. هفته گذشته نیز اجلاسیه کتسپین در آوازه ترکمنستان برگزار شد و این بار نیز عقبروی و کاهش عمق و افزایش آلودگی و تهدید زیست جانداران و پوششهای گیاهی خزر به بحث و مشورت گذاشته شد.
کاهش نگرانکننده سطح آب کاسپین عقب رفتن دریاچه کاسپین و کاهش عمق آن بسیاری از کارشناسان را دچار نگرانی کرده است و کار به جایی رسیده که گفته میشود با این رویه احتمالا تا ۲۱۰۰ خزر به مرز خشکی و بحران برسد؛ اتفاقی که اگر موعدش برسد، ایران ۲۴تا ۳۴ درصد مساحت دریا را از دست میدهد و در نتیجه آن زیرساختها از بین میرود، کشاورزی و ماهیگیری و مشاغل وابسته به آن تمام میشود، تالابهای منطقه خشک میشود و با پدیده ریزگردهای کاسپینی مواجه خواهیم شد و در کنار همه این مسائل زیست محیطی بحرانهای اقتصادی ناشی از خشکی خزر نیز به کشور تحمیل خواهد شد.
کاهش سطح آب میتواند زیستگاههای فک کاسپینی و شش گونه ماهیان خاویاری را نابود کند و مسیرهای مهاجرتی پرندگان را مسدود کند. این گونهها در هیچ نقطه دیگری از جهان یافت نمیشوند و در معرض خطر انقراض قرار دارند. با خشک شدن بستر دریا، گرد و غبار سمی ناشی از آلایندههای صنعتی و نمک وارد هوا خواهد شد که مشابه فاجعه دریاچه آرال است. افت سطح آب میتواند بنادر مهمی مانند بندرانزلی، باکو و آکتائو را از خط ساحلی دور کند. برای نمونه، بندر لاگان در روسیه ممکن است تا ۱۱۵ کیلومتر از خط ساحلی جدید فاصله بگیرد.
به هر جهت عقبنشینی سطح آب دریای کاسپین در سالهای اخیر به یکی از بحرانهای زیستمحیطی و اقتصادی در کشورهای حاشیه این دریا تبدیل شده است. این پدیده در سواحل ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان تاثیرات منفی گستردهای داشته است.
از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۶ کاهش تراز آب دریای کاسپین حدود ۱۴۰ سانتیمتر بوده است. سپس از ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۴ این روند به افزایش تراز آب تبدیل شد و به حدود ۲۴۰ سانتیمتر رسیده که موجب پیشروی آب و برخی مشکلات ساحلی شد.
اما از سال ۱۳۷۵ مجددا روند کاهش تراز آب آغاز و تا امروز ادامه یافته است. شدت کاهش تراز آب پس از سال ۱۳۸۶ به طور قابلتوجهی افزایش یافته و در چهار سال اخیر کاهش سالانه بیش از ۲۰ سانتیمتر گزارش شده است که باعث پسروی سریع و شدید سواحل شده است.
همزمان نیز مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی به دلایل کمآبی کاسپین طی سالیان اخیر پرداخته است. در بخشی از این گزارش آمده است که «دریای کاسپین، بزرگترین دریاچه بسته جهان، در دهههای اخیر با کاهش چشمگیر سطح آب مواجه شده است. این پدیده، ناشی از ترکیبی از عوامل انسانی و طبیعی ازجمله سدسازی گسترده روی رودخانه ولگا (تامینکننده اصلی آب کاسپین)، برداشت بیرویه از منابع آب و تغییرات اقلیمی است.
از نظر اقتصادی، این بحران معیشت جوامع محلی را تهدید کرده، به فعالیتهای نفت و گاز آسیب میزند و تجارت بینالمللی را مختل میکند. همچنین، کاهش مناطق مناسب برای تخمریزی ماهیان خاویاری جمعیت آنها را تهدید میکند. پیامدهای اجتماعی شامل افزایش تنشها بین کشورهای حاشیه دریای کاسپین به دلیل منابع آبی و زمینهای جدید آشکار شده و جابهجایی احتمالی جوامع ساحلی است.
با توجه به تاثیرات محلی، منطقهای و جهانی این تغییرات، بررسی آثار زیستمحیطی و ارائه راهکارهای بینالمللی برای حفاظت از دریای خزر و کاهش آثار سوء آن از اهمیت بالایی برخوردار است.» فاجعهای به نام سدسازی حوضه آبریز دریای کاسپین با مساحتی حدود پنجمیلیون کیلومترمربع، توسط بیش از ۱۳۰ رودخانه تغذیه میشود که اکثر آنها از جنوب به این دریا میریزند و از بین آنها ولگا، اورال، ترک، سولاک، سفیدرود، کورا و سمور در زمره رودخانههای بزرگ محسوب میشوند.
مهمترین رودخانه تامین کننده آب دریای کاسپین، رودخانه ولگاست که به سبب طول بسیار زیاد و حوضه وسیع آبریز، بر نوسانات سطح آب دریای کاسپین بیشترین تاثیر را میگذارد. این رود، بیش از ۸۰ درصد آب دریا را تامین میکند و کم آب یا پرآب شدن آن به شدت بر سطح آب دریا تاثیر میگذارد. با وجود این، به دنبال احداث سدهای جدید توسط روسیه در حوضه آبریز رود ولگا که شامل ۴۰ سد ساخته شده و ۱۸ سد دیگر در دست مطالعه و ساخت است، حجم ورودی آب به سمت دریای کاسپین به شدت کاهش پیدا کند.
در پایان بررسیهای بیشتر بیانگر این است که از سال ۱۳۹۷ خورشیدی ۲۲ درصد از آبدهی ولگا به کاسپین کاسته شده است که به لحاظ عددی، چیزی بالغ بر ۵۲میلیارد و ۸۰۰میلیون مترمکعب از آورد آبی دریای کاسپین را شامل میشود.






